|

سلام به همه دوستای عزیزم که به وبلاگ من و علی جونم میان و نظر میدن و کنار ما هستن از شنبه تا امروز نتونستم پا بذارم تو این وبلاگ الان 4 روزه علی جونم تصادف کرده و تو کماست من دارم زندگی میکنم بالجبار برام سخته حتی بیام اینجا جایی که روزی شروع شد با روز تولدش بود من و اون روزایی داشتیم که خیلیاش اینجا ثبت شد خیلی از حرفامون اینجا گفته شد چقدر سخته زندگی بدون علی الان 4 روز صداشو نشنیدم 4 روز بدون اون هستم جایی که فرسنگها اون ازم دور و تو بیمارستان افتاده رو یه تخت با یه بدن نیمه جون از حالش درست خبر ندارم چون من نمیتونم برم دیدنش همدم زندگیش کنارشه مراقبشه و گاهی میتونم خبری ازش بگیرم اونم به حکم یه همکار
علی من کسی که روزایی سختی کنارم بود کسی که ناجی زندگی من بود از سیاهی من و به روشنایی آورد الان نیست چشماش بسته و نمیدونی من تو چه حالم علی پاشو ببین راضی بی تو چی میکشه ببین کیا دارن اذیتش میکنن پاشو مهربونم که زندگی و نفسای من داره تموم میشه پاشو حتی اگر بیدارشی و من و از یاد برده باشی میخوام باشی دکترات میگن بهوش بیایی فراموشی میگیری من رازیم تو چشمات باز بشه ولی من دیگه نباشم من خیلی وقت تو رو به زندگیت و همدم زندگیت سپردم عزیزم تو برام حکم داداش و عزیز تر از جون داری باور کن علی من نتونستم و نمی تونم بیام تو زندگیت دقیقا از وقتی فهمیدم جایی ندارم تو زندگیت تو شدی بابا لنگ دراز من
اره من و ندیدی تا بحال درست مثل اون قصه بابا لنگ دراز شنبه چقدر اصرار کردی بیایی دیدنم من نخواستم پشیمونم کاش میومدم قبل بسته شدن چشمات میدیمشون تو خیالم از شنبه که بیهوشی دارم چهرتو نقاشی می کنم تو شبیه بابا لنگ دراز نبودی چون کوتاه تر و مهربون تر چهرت تو حتی مهربونیت با همه فرق داشت تو تنها کسی بودی بدون اینکه گدایی کنم محبت و به هم ارزونیش داشتی
بیدارشو بابا لنگ دراز من راضی بدون تو توی این دنیا کم میاره امتحانات ترم داره شروع میشه بیدارشو بازم چوبتو دست بگیر و بگو راضی درس بخون و نمره های خوب ازم بخواه من از وقتی تورو داشتم تونستم درس بخونم تو حتی از راه دورم کنارم بیدار میموندی درس میخوندم شبا چند بار ساعت میذاشتی با اینکه صبح ساعت 5 بیدار میشیدی بیدار میشیدی که من بیدارباشم و درس بخونم کنارم بودی همه لحظات ...
بابا لنگ دراز من پاشو دارم بی تو کم میارم من حتی قبل اون اتفاق اذیتت کردم اسمس اخرتو دارم پاشو پاییز تموم شد جوجو تو کی بشماره یادته پارسال شب یلدا اخ یادش بخیر باهات قهر بودم من تنها خونه بودم تو زنگ زدی و یلدا پیشم بودی علی بیدارشو بخاطر من نه بخاطر اونایی که امیدشون تویی اونایی که تو زندگیتن بهت نیاز دارن از حق نگذریم من بابا لنگ درازمو میخوام بازم حرصشو درارم اونم با صبوری بخنده ایراد بگیره
راستی امسال من یلدا ندارم چقدر از مرضی حرصم در اومد که مهمونی گرفت میخواستم تا بلندای صبحش برات دعا کنم که چشماتو باز کنی من مطمئنم چشماتو باز می کنی این قایم موشک تو مگه نه .. نه خودمو گول نمیدم ولی مطمئنم تو چشماتو بستی ولی غافل از اینکه یکی دیگه کنارته مطمئنن وقتی باز بشه به روی یکی دیگس علی چشماتو باز کن حتی به روی یکی دیگه به جون علی ناراحت نیستم که تو قایم مشکت یکی دیگرو پیدا کنی چون تو مال من نیستی ...
دارم زیادی حرف میزنم علی الان که باز سراغ قرص سر درد بگیری درست مثل وقتایی که برات پرچونگی میکردم تو اروم گوش میکردی .
از همه دوستام معذرت میخوام که نمیتونم بهشون سر بزنم و از شمای دوستای گلم میخوام اونایی که همیشه کنار من و این وبلاگ بودن برای علی من دعا کنن چشماشو باز کنه فقط باز بشه حتی اگه چشماش به روی یکی دیگه باز بشه یا حتی دیگه تو دلش و مغزش اسمی از راضی نباشه...
سفر نکن خورشیدکم ترک نکن منو نرو
نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو
نذار که عشق من و تو اینجا به اخر برسه
بری تو مرگ من از رفتن تو سر برسه
گریه نمیکنم ببین بغض نمیکنم ببین
نوازشم کن و ببین عشق می ریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز غنچه میدن لبهام
گریه نمی کنم بیدارشو بغض نمی کنم چشماتو باز کن
اگه حتی چشمات واسه من نیست بازشون کن علی خواهش میکنم
خدایا علی رو برگردون بابا لنگ دراز منو برگردون
|